..و ازبی پایان دستی که بر گناه شستی
خاک تا در خت قد می کشد
آب تادختری چاقو نشان
..شهر را برپاشدی وضامن کشیدی
با یک دست لب می بری... .وبادست دیگرت انار ..
حالاخون در خون است و..
برهنه های چشمم
در سفری سرخ
رو به اعماق تن ات خود را
به آشفته ی گیسوی موج
می ....
زن...
ند...